گروه تحقیقاتی ذهن آگاهی

تجربه زندگی در لحظه با شکرگذاری

تجربه دیروز یک تجربه متفاوت بود از این جهت که تصمیم داشتم یک روز کامل را با شکر گذاری سپری بکنم و تاثیرش را ببینم اللخصوص ابتدای روز. چون از تاثیر به سزای آن در سراسر روز بسیار شنیده بودم، که البته بیراه هم گفته نشده. همه ما تجربه کردیم وقتی اول صبحمان با اوقات تلخی شروع می‌شود فاتحه آن روز خوانده است.
وقتی از خواب بیدار شدم از اینکه یک فرصت دیگر به من داده شده قلباً سپاسگذاری کردم، این بیداری چه موهبت بزرگی برای تک تک ما آدمیان است که خداوند هر صبح به ما بدون چشم داشتی هدیه می‌دهد. زمانی که شیر آب را برای شستشوی دست و صورتم باز کردم از اینکه  آب در نزدیک ترین مکان در دسترسم قرارگرفته و می‌توانم به دلخواه از آب سرد یا گرم استفاده بکنم احساس شکر گذاری عمیقی کردم، به اینکه چه افرادی در تلاشتند که این آب زلال  به راحت ترین روش ممکن در دسترس ما باشد.برای تک تک شان طلب بیشترین روزی را کردم. در طول روز هر زمان برای انجام کاری از دستانم استفاده می‌کردم احساس توانمندی در خودم برایم ملموس بود و احساس سرخوشی بی مثلی داشتم، و یا زمانی که برای هر کاری لازم بود به واسطه پاهایم راه بروم و یا بایستم.
زمانی که شیر آب را برای شستشو و یا نوشیدن باز میکردم، صدای شر شر آب را گوش میدادم، صدای لغزش آب روی دستانم، صدای جاری شدن آب بر روی ظروف، تشکیل حباب از برخورد با سینک ظرفشویی همه اینها مرا به صدای چشمه های کوهستانی می‌برد، دلیلش هم از علاقه خاص من به صداهایی از این قبیل سرچشمه می‌گیرد ولی هیچ وقت به این دقت در سینک خانه ام حس اش نکرده بودم و باز هن حس سپاسگذاری من را فرا گرفت.
بعد از ظهر همان روز که برای کمک به خانه دوستم که در حال اسباب کشی بود رفتم، تمام سعی خودم را می‌کردم که در تک تک کارهایی که انجام میدهم حضور داشته باشم و احساس سپاسگذاریم را حفظ کنم. من متوجه شدم که چقدر بدن منعطفی دارم برای خم و راست شدن، برای نشستن و بلند شدن. با وجود استخوان بندی محکم بدنم اما گوشت ها و مفاصل بدنم من را قادر به انجام هر کاری کرده  و حس غروری از جنس افتخار، افتخار به داشتن چنین خالق ظریف کار، چنین خالق قدرتمندی سراسر وجود من را فرا گرفت و چقدر احساس خوبی داشتم از بودنم و خلق شدنم توسط چنین خالق هنرمندی.
بعد از اتمام کار کنار پنجره خانه تخلیه شده چند دقیقه ای را سپری کردم. ردیفی از چندین درخت پر بار از کوچه روبه رویی به چشم می‌خورد که همراه با نسیم خنکی که در عصر تابستان دل هر عابری را می‌برد با صدای خش خش شان در حال پایکوبی بودند، سکوت عجیبی سراسر کوچه حکمفرما بود و باعث می‌شد صدای رقص برگ ها در پس زمینه آسمان بدون ابر گوشنواز باشد. ده دقیقه ای را در این فضا مشغول مراقبه بودم، چه فضاي دلچسبی بود، باز خداوندم را به خاطر این شگفتی سپاس گفتم.
بعد از تحویل منزل تخلیه شده با دوست عزیزم، خودمان را به صرف عصرانه ای مفصل دعوت کردیم که فی الواقع جسممان را تازه کرد. بعد از جدایی از یکدیگر ،از اینکه وجودم برای دیگران با ارزش است و توان کمک به عزیزانم را دارم نیز من را شکرگذار تر از قبل کرد
تجربه دیروز از این حیث مرا واداشت که عادت شکرگذاری لحظه ای را در خود نهادینه بکنم که وقتی خودم را پیدا کردم متوجه شدم من در حال تجربه لحظه حال هستم؛ نه درگیر گذشته، نه نگران آینده، نه مشغول هر نوع نشخوار ذهنی. من لحظه ها را بیشتر از هر زمان دیگری درک میکردم، شاید بتوان گفت تمام دیروز برایم نوعی مراقبه به حساب آمد به این جهت که در مراقبه نیز تمام حواس ما متمرکز به همان لحظه ای است که در آن هستیم.
دیروز به همه چیز طوری دقیق می‌شدم و غرق در لذت می‌شدم که گویی کودک تازه متولد شده ای بودم که نگاه کنجکاوانه ای داشت به دنیایی که در آن آمده و یا به مانند انسانی که آخرین بار است که می‌تواند این تجربه ها را داشته باشد، فردی که دکترش او را جواب کرده و می‌داند چند صباحی بیشتر زنده نیست. چنین فردی نگاه دیگری دارد به دنیای اطرافش. و اگر عاقل باشد قدر تک تک لحظات باقی مانده را بیشتر از هر انسان دیگری می‌داند. سعی می‌کند با فرزندانش وقت بیشتری را سپری کند، باعشق زندگی اش اکنون بیشتر از هر زمان دیگری مهربان خواهد بود. او از این به بعد را صرف کارهای مورد علاقه اش، که سالیان سال به خاطر مشغله های زندگی فرصت انجامش را نداشته می‌کند. و شاید به این نتیجه برسد که ای کاش کل عمرش را به این شیوه زندگی می کرد.

پس بیایید نگذاریم فرصت ها با بی توجه ما از کف برود، قبل از آنکه دیر بشود

و حال به تویی که در حال خواندن این مطلب هستی پیشنهاد میکنم برای یک روز هم که شده، شکر گذاری را در خلال انجام کار روزانه ات بگنجانی، تا موهبت هایش را نه در کلام در عمل ببینی. لازم نیست زمان جداگانه ای برایش در نظر بگیری. خاصیت شکر گذاری همین است که توان جاری شدن در زندگی ات را دارد. و ایمان دارم که اگر این راه را مستمر وار ادامه بدهیم چه الهامات درونی که چراغ راهند دریافت نکنیم.

و اگر شما هم تجربه ای در این رابطه دارید و یا بعد از خواندن این مطلب اقدامی کردید در قسمت نظرات منتظر تجربه شما هستیم، که الهام بخش این جمع صمیمی باشید.

 

یک پاسخ

  1. بنام الله مهربان
    سلام و عرض ادب خدمت شما خانم کهوند عزیز
    شکر خدا بخاطر این دید فوق العاده شما شکرش بخاطر این حجم عظیم از اگاهی که پروردگار به شما عنایت کرده که انقد ریزه نعمتهارو میبینین و سپاس که در اختیار ما هم میزارین و مارو اگاهتر به وجود داشته هایمان میکنید🙏
    معبود بی نظیرم بازهم شکرت به توان هزار بابت اینکه یکبار دیگه بهم فرصت نفس کشیدن دادی
    وااای که چه حس فوق العاده ایه وقتی هر دم و باز دمی که توی وجودم انجام میشه لطف خدارو با تمام وجود حس میکنم😍
    خدای بزرگم سپاس فراوان بابت موهبت هایی به منه بنده هدیه دادی
    از خدا میخام همه به درک شکر گزاری برسیم
    بفهمیم که شکر گزار نعمتهای خداوند بودن باعث میشه چه معجزه های عظیمی برامون اتفاق بیفته
    زندگی من به شخص از وقتی شکرگزاری میکنیم مثل یه سکه به بهترین نحو از این رو به اون رو شده یعنی هر روزم بهتر از دیروزم داره میشه پرودگارم عاشقانه میپرستمت و شکر که هستی😍

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک گذاری