گروه تحقیقاتی ذهن آگاهی

در ستایش تنبلی

 

 

همگی ما بیزاریم از اینکه فردی ما را تنبل خطاب کند .

در کودکی اینگونه نبودیم ها !

آن زمان ها هیچ کار و رفتاری برای ما عیب نبود. خودِ خودمان بودیم.

در دیکشنری ما تنبلی جایی نداشت.

مختار به انجام هر کار و هر رفتار؛ اگر دلمان به کاری نبود هیچ کس نمی توانست ما را مجبور به انجام آن کند.

آن زمان ها اَنگ تنبلی به خاطر بی خیالی نمی خوردیم

وقتی خسته بودیم برایمان فرق نمی کرد چه زمان از روز است، گوشه ای را پیدا می کردیم و می زدیم زمین.

تا اینکه بحث تربیت به میان آمد.

پدران و مادران خیرخواهمان تمام تلاششان را می کردند که فردی ایده آل از ما بسازند که مورد پسند جامعه باشد.

و در جامعه هم  تنبلی جایی ندارد.

قصۀ شمامت تنبلی از شعرهای کودکانه شروع شد

تنبلی

تنبل همیشه خوابه

جاش توی رختخوابه

پاشو پاشو بیدارش کن

از رختخواب جداش کن….

ما در بند مقایسه افتادیم [پسر فلانی رو ببین،ماشاله بچه زبر و زرنگ، هم درسش رو میخونه، هم کمک حال باباشه، یکم یاد بگیر بچه]

قصد آنها از انجام چنین کاری از بین بردن تنبلی و تقویت چابکی در ما بود.

تنبلی ما از بین نرفت، تنها با تلاش هایی برای پنهان کردن خود؛ زیر نقاب چابکی پنهان شد.

بیشتر ما در آرزوی آرامش فکر هستیم. این تلاشی ست که یک عمر طول می کشد و کاری ست که دست کم در آغوش کشیدن و پذیرفتن تمامیت وجودمان را می طلبد

دبی فورد

هر آنچه رنگ پدیدار شدن در این گیتی به خود گرفته مأموریت دارد تا خود را عرضه کند، به ما قدرت اختیار داده شده که استفاده کننده باشیم هر آنچه را که خواستاریم.

در جایی که تصمیم به کنار زدن صفتی در خود میکنیم ، انکار می کنیم بودنش را، و شروع به فرافکنی و نسبت دادنش به دنیای بیرون می کنیم؛ همچون بچه ای که با بی توجهی سرکش تر شده، این صفت به شکل هایی نمایان می شود که از کنترل ما خارج است.

زمانی که در حیطۀ حسابداری مشغول به کار بودم کارفرمایم فردی منضبط و وقت شناس بود. توصیه اش برای من این بود:

لازمۀ موفقیت این است؛ اگر مردم ۶ روز در هفته کار می کنند تو ۷ روز کار کن.

او انسان موفقی بود، اما به دلیل های مختلفی همچون میگرن و یا سرما خوردگی پیش می آمد ۷ روز هفته را بخوابد و استراحت کند

بودن در نقاب بی نقص بودن ما را به پرتگاه می کشاند. جایی که “خود” معنا ندارد.

در این پرتگاه توهم کمال همگی ما را فرا گرفته، فکر می کنیم تلاش برای پوشاندن عیبمان نه تنها باعث مقبولیتمان نزد دیگران می شود، که قابل تحسین نیز هست.

ما تصمیم گرفته ایم خود نباشیم، زیرا این “خود” پر از عیب و ایراد است

اما غافل از اینکه تلاش برای بی نقص بودن تنها باعث تحلیل رفتن انرژی مان و وا ماندن از “تجربه با خود بودن” و پذیرش این موجود الهی می شود.

تا به حال پیش آمده از رفتار فردی رنجیده خاطر شوی؟

افرادی را به خاطر بیاور که رفتارشان موجب خود خوری و یا عصبانیت تو شده.

چند بار تلاش کرده ای افرادی که مورد تأیید تو نیستند را  تغییر بدهی و ناکام ماندی؟

زمانی که درگیر چالش با فردی می شویم، خود را عاری از هر خطای می بینیم، این دیگران هستند که در اکثر مواقع مورد اتهام و می بایست اصلاح شوند.

تمامی این افراد را خواسته یا ناخواسته تو فراخوانده ای. آنها همچون آئینه ای در برابر تو، به هر آنچه که پوشانده ای فرصت نمایان شدند دهند.

تا زمانی که نخواهیم بپذیریم بودن هر آنچه در خلقت ما سرشته شده، جهان انسان های بیشتری را به راه ما می خواند برای تربیت دادن به ما.

پذیرش خود تنها زمانی ممکن هست که با هر آنچه هستیم احساس راحتی بکنیم و نخواهیم که پنهان شویم در توهم بی نقص بودن.

تضمین رشد ما در گروی پذیرش و در آغوش کشیدن تمامیت وجودمان است.

وقتی می پذیریم خود را با هر آنچه که هستیمد آن زمان است که آئینه جهان ما را در آغوش گرفته و به خدمت ما در آمده برای تجربه یکپارچگی.

دیگر از بند قضاوت دیگران درآمده و مشغول خود می شویم.

با پدیدار شدن هر صفت به ظاهر ناکارامد و زشت در دنیای بیرون و یا درون خودمان کمی تأمل کرده و به مواهب آن دقیق شویم.

می بینیم در دل هر نقصی موهبتی نهفته خفته ست

جایی که هیچ معنا پیدا می کند. در دل این هیچ یکپارچه شدن با الوهیت گیتی رنگ می گیرد

تو نیز از نکات حائز اهمیت که در این صفت دیدی بگو برای پذیرش هر چه بیشتر این موهبت

برچسب: تو همه ای

یک پاسخ

  1. عالی بود ومن لذت بردم ازاین حس که گاهی برای من هم مفید است .تازه می فهمم که خوب است گاهی آرامش
    خوب است گاهی تنبلی 🥰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک گذاری