گروه تحقیقاتی ذهن آگاهی

دعوت آگاهی به همۀ جنبه های زندگی مان

 

ما نیاز داریم که در همهٔ جنبه های زندگی مان آگاهی را وارد کنیم.

ناآگاهانه زندگی کردن یعنی بی توجهی به لحظاتی که در حال گذر هستند.

تجربه ای از خودم مثال خوبی ست برای ملموس شدن این موضوع در زندگی ات:

“برای بروز رسانی کردن طراحی سایت باید وقت می گذاشتم که شکلی دلخواه و کاربردی به خود بگیرد

از آنجایی که من طراح سایت نیستم و با آزمون و خطا یادگیری ام صورت گرفته، باید زمان می گذاشتم تا بتوانم آنچه می خواستم دستگیرم شود.

در انتهای روز کار با موفقیت به انجام رسیده بود و از نتیجه راضی بودم؛ ولی دیگر توان انجام هیچ کار دیگری را به دلیل فشاری که در طول روز به چشمهانم وارد شده بود نداشتم!

نه میتوانستم کتابی بخوانم،و یابه تماشای فایل آموزشی بنشینم و نه حتی محتوایی برای بروزرسانی سایت! چون همهٔ این کارها نیازمند باز بودن و سرزندگی چشم بود، پس مجبور شدم استراحت یکنم

یک ساعت خوابیدم و وقتی بیدار شدم متوجه درد گوشه سرم که ناشی از فشار چشمم بود شدم.

با ناآگاه بودن به جسمم و همینطور به برنامه هایم برای جسم و روانم دردسر تراشیده بودم.

روان از آن جهت که احساس غافل شدن از خود به سراغم آمده بود.

آنموقع بود که متوجه شدم

“ما نیاز داریم که در همهٔ جنبه های زندگی مان آگاهی را دخیل بکنیم.”

زندگی

چشم که باز میکنیم روتین هایی هستند که باید به انجام برسانیم، هر کس به طریقی:

اگر شاغل باشی که صبح برایت نه نشان از سرزندگی که دویدن برای ثبت حضور در محل کار را یادآور است.

اگر هم خانه دار، رسیدگی به امور منزل و فرزندان تو را از خودت گم می‌کند.

پندار و کردار و رفتار ناآگاهانه نه تنها فاصله مان را از خودمان دور می کند بلکه صدمات جبران ناپذیری به روح و جسممان می نشاند.

البته که خود ناآگاهی را نباید با تلاش و تعهد در کار مورد علاقه اشتباه گرفت

زمانی که تو با لذت در آنچه تمامی وجودت آن را می طلبد هستی، آگاهی محض را تجربه می کنی.

چه بسا تجربه ای از بی زمانی را برای تو به ارمغان می آورد و صد البته جسم و جان تو را نیز شفا می بخشد.

اما زمانی که فقط به نتیجه رساندن کارها را مد نظر قرار داده ای، همچون زمانی که بر سر سفره تنها فکر پر کردن شکم و سرپا شدن هستی و آگاهی و لذت را چاشنی لحظه‌ات نمیکنی، به مرور زمان جسم و روانت فرطوط می شود.

زمانی می رسد که دو سوم از عمرت به سر آمده اما احساس می کنی زندگی نکرده ای و تنها حسرت است که چاشنی لحظه هایت می شود.

 

محتوای مرتبط

بیداری آگاهی در بدن

 

یک پاسخ

  1. من هم روزهایی رو تو زندگیم گذروندم که حواسم به ساعت های در حالِ عبور نبوده. با آگاه تر شدن به نظرم این لحظات برام کم تر شده. ممنون از انتشار این متن آگاهی بخش
    🤍🫂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک گذاری