گروه تحقیقاتی ذهن آگاهی

نقش پروردگار در زندگی ام

فایل صوتی
نقش پروردگار در زندگی ام 

می خواهم برایت از آغوش الهی صحبت کنم اصطلاحی که وقتی گذشته ام را مرور می کنم برایم ملموس میشود گرمی حضورش و همچنین خواستن برای ماندن در این پناهگاهِ امن.

می خواهم از قانونی برایت صحبت کنم که اگر به زندگی ات دقیق بشوی می توانی رد پایش را به وضوح  ببینی

در این فایل ارزشمند و هدایتی می خواهم تجربه هایی را  بازگو کنم که در ظاهر شاید از ناخوشایندترین اتفاقات در زندگی هر شخص باشد ولی تمامی این تجربیات من را به جایی رساند که اکنون هستم.

زندگیِ دلخواهم و هر بار شاهد پربارتر شدنش به واسطۀ خواسته هایی که اینک خلق شده هستم.

قوانینی که در این فایل شاهدش هستی :

قانون سرپرستی الهی، قانون مهربانی اش،قانون حمایتگری اش، قانون خواسته ها، در یک کلام قانون هدایت الهی است

به امید تقویت ایمان خودم و تو به پروردگار و سرپرست جهانیان.

 

اله ما همیشه همراه ماست و لحظه ای ما را تنها نمی گذارد.

یلدا

 

هر بار که شاهد اتفاقی در زندگی بودی که زمین و زمان را آوار شده روی سرت می دیدی و گلایه از اینکه چرا من؟ شاید نمی دانستی همین موقعیت نقطۀ عطف زندگی تو می شود!

زمانی که خواستار رابطه ای بودی ولی به هر دلیلی ناکام ماندی و ناله سر دادی که چرا نه؟ شاید نمی دانستی که آن شخص لایق بودن با تو نبوده!

در جایی که در تله افتادنت را حتمی می دیدی و  احساس ترس و وحشت تمامی وجودت را فرا گرفته بود شاید فکرش را نمی کردی که امدادی غیبی در راه است در قالب اتفاقات متعدد!

 از جایی که فکرش را نمی کنی شاهد اتفاقات، موهبت ها، رفع بلایا و البته هدایا و نعمات می شوی و حیرت می کنی که چطور شد که این اتفاق افتاد و زندگی را برایم زیر و رو کرد!

البته که هیچ اتفاقی بی علت رخ نمی دهد و به واسطۀ چیزهایی است که از پیش فرستاده ای. تو آگاهانه یا ناآگاهانه اتفاقات بعد زندگی ات را می سازی؛اما گاهاًدر عین ناآگاه بودنت، خواستۀ تو طلب هدایت کردن بوده که شاهد دستان پرمهری می شوی که از طرقی معجزه آسا به سمتت دراز می شود.

یادم می آید از یک زمانی به بعد که پی بردم به نقش پروردگار در زندگی ام، یکی از مکالماتم با خداوند زمانی که خواستار چیزی بودم این بود که

” خدایا حتی اگه من هم ناراحت شدم تو توجه نکن، اگر به صلاحم هست اتفاق بیوفته”

چقدر پیش آمده اتفاقی که تو خواهانش بودی و برایت پیش نیامده و تو نالان و خشمگین از اجابت نشدنش،بعد از گذشت چند صباح سپاسگزار از برآورده نشدن چیزی بودی که زمانی دلخواهت بوده و حال در تضاد با خواسته های اکنونت است.

لحظاتی در زندگی است که به معنای واقعی احساس تنهایی و بی کسی می کنی و شاید آن زمان ها بهترین لحظات وصل تو با خدای درونت باشد و آن زمان هاست که همه کس می شود تو را.

عشق الهی به حدی است که اختیار تام زندگی مان را به دستان خودمان داده اما هدایت و حمایتش توشۀ راه ماست که هر زمان دستانش را در زندگی مان باز بگذاریم، شاهد شگفتی خواهیم بود

این من هستم که مختارم هر طور که مایلم زندگی ام را بسازم، در هر جهت که خواهان آنم، آگاهانه یا ناآگاهانه اش دست من است.

خدایی که ما را خالق آفرید، خدایی که ما را مختار آفرید، حمایت و هدایتش را نیز توشۀ راهمان کرد تا اثباتی باشد بر تقدیم کردن تمامیتش در حق ایمان آورندگان.

او ما را فرستاده تا خود را در هستی تجربه کند، پس بی باکانه جلو برو و هر آنچه خواستارش هستی را زندگی کن،مابقی را بسپار به خودش، او داناست به چیدمان زیبایی ها برایت که خودت و اطرافیانت را به شگفتی آورد.

همانطور که همۀ کسانی که من و خواهر و برادرانم را تنها گذاشته و ترد کردند، همۀ کسانی که مطمئن از سرنوشت ناکام ما بودند، حالا از نتایج ما شگفت زده اند و خواهان بودن در جوار ما.

تو نیز از ردپای این قانون( تجربۀ آغوش الهی ) در  زندگی ات برایمان بنویس، که هم برای خودت یاداوری بر نقش الهی در لحظه های حساس زندگی ات باشد، و هم اثباتی باشد بر قانون حمایت و هدایت الهی و همینطور هر بیشتر شدن ایمان ما به وجود این قدرت.

پست های از این قبیل 

درسهای نهفته در اتفاقات 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک گذاری