گروه تحقیقاتی ذهن آگاهی

جنبش رد پای نشانه _ روز دوم

تو در سلول به سلول ما جاری هستی و حمایت گر و هدایت گر ما در هر زمان و هر مکان. به اندازۀ درکمان تو را در رهنمودهایمان می بینیم.

می خواهم از نشانه هایی که هر بار در آن رشد را می بینم صحبت کنم ، نشانه هایی که مرا هر بار آگاه تر می کند نه تنها فهم که مرا به عمل وا می دارد

(اله من بی نهایت از بابت این درک و شعوری که به من عنایت کردی ممنون توام)

امروز با صدای زنگ آشنایی از خواب بلند شدم و به دلیل اینکه خوابالود بودم جوابش را ندادم. باز هم به خاطر این باور که دیگران متوجه خوابالودگی(تنبلی) من نشوند. در همان لحظه متوجه نقابی از خود شدم . پس زمانی که با ایشان صحبت کردم گفتم که خواب بودم.

آن لحظۀ آگاهی را نشانه ای دیدم:

وقتی خودت هستی و نقابی به چهره نداری راحت تری و قسمت اعظمی از انرژی تو سیو خواهد شد. دقت کرده ام از زمانی که سعی در خودم بودن دارم حتی استرس کمتری را متحمل می شوم.

شاید این مورد مثال ساده ای باشد، اما همین موارد کوچک ما را تربیت می کنند برای زمان هایی که قصد تصمیم گیری در زمینه های بزرگ تر را داریم تا بتوانیم راحت تر طبق شیوۀ مورد نظر خود عمل کنیم. مانند زمانی که به درستی راهی رسیده ام و قصد در بودن در آن مسیر را داریم و با تمسخر و انتقادهای دیگران مواجه می شویم. آن زمان است که عزت نفس ما به حدی بالا رفته که نه تنها هیچ یک از نظرات پوچ دیگران برایمان ارزشی ندارد که ما را مصمم تر نیز می کند.   

این نشانه آمد تا به من بگوید خودت بودن همانطور که هستی ارزشش بالاتر است از نقاب زدن به بهانۀ بهترین بودن.

یکی دیگر از ارزش هایی که خودت بودن دارد این است که تو بهتر با خودت، با ذهنت، با عملکردت آشنا می شوی و راحت تر می توانی در جهت اصلاح خود گام برداری.

نشانه ای دیگر:

فاطمه جان از من خواسته بود در قسمت تنظیمات سایتش تغییراتی را ایجاد کنم.

و من می شود گفت که پشت گوش انداختم.

وقتی امروز از من دربارۀ انجامش پرسید بهانه آوردم. در همین لحظه گفت :

تو خودت کارها رو به تعویق می ندازی به همین خاطره که فلانی هم کارهای تو رو به موقع انجام نمی ده.

همان موقع بود که شاخک هایم تیز شد. اولین کارم بلافاصله بعد از قطع تماس انجام کار خواسته شده بود.

بعد شروع کردم به مرور کارهایی که تا به حال به تعویق انداخته بودم و دیدم بَـــــله من خودم حتی در انجام کارهایی که برای خودم هست این عمل رو انجام می دم. پس چه انتظاری از فرد دیگری دارم.

 من توسط این تلنگر و از طریق دستی از دستان خداوند این ویژگی را در خود پذیرفتم و به دیگران هم حق دادم که گاهی پیش می آید آدم ها کارهایی را سر موعد مقرر به انجام نرسانند.

پذیرش این قبیل از ویژگی ها علاوه بر این که در به صلح رسیدن من با دیگران کمک می کند، من را در کنترل این ویژگی نیز یاری رسان است.

و سپاسگزار خداوندی هستم که در قاب اتفاقات به ظاهر ساده در ارتقا من کنار من است.

 تو در امروز چه نشانه هایی را یافتی ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک گذاری